دیوانه و دلبسته ...
دیوانه و دلبسته اقبال خودت باش
سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش
بگذار حسودان همه عیب تو بگویند
باور نکن و دلخوش اقبال خودت باش
یک لحظه نخور حسرت آنرا که نداری
راضی به همین چند قلم مال خودت باش!
دنبال کسی باش که خیر تو بخواهد
اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش
پرواز قشنگ است ولی بی غم و منت
منت نکش از غیر و پروبال خودت باش
صد سال اگر زنده بمانی گذرایی
پس شاکر هر لحظه و هرسال خودت باش
تاريخ : دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۹ | 15:53 | نویسنده : طراوت |
گاهی دست خودت را بگیر و به خرید برو!
برای آخر هفته ات برنامه ی سینما و تئاتر بچین!
خودت را به نوشیدن یک قهوه در کافه ای که دوست داری دعوت کن!
چشمانت را ببند و برای خودت یک موزیک آرام بگذار!
بیخیال ماشین و اتوبوس و مترو، مسیر تکراری هر روز را قدم بزن!
کتابی که دوست داری را به خودت هدیه کن!
برای گلدان اتاق خوابت، گلهای خوشبو بگیر!
در دفترچه ی روزانه ات بنویس:
تو قرار است از لحظاتی که میگذرد لذت ببری!
خلاصه که به خودت، به علایقت احترام بگذار!
میدانی چیست رفیق؟
عشق زیباست!
دوست باید باشد،
اما حال زندگی وقتی خوب می شود،
که هوای خودت را داشته باشی…

تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۷ | 19:47 | نویسنده : طراوت |
صبح یا عصر
زیاد فرقی نمیکند
دلتنگی جمعه
از جایی شروع میشود
که دهانت پر از حرف است
برای گفتن
اما کسی را نداری برای شنیدن
تاريخ : جمعه نهم تیر ۱۳۹۶ | 22:49 | نویسنده : طراوت |
بــخــوانـــ دعــــاے فــرجـــ را دعـــا اثـــر دارد
دعـا کـبـوتـر عـشـقـ اسـتــ و بــالـ و پـــر دارد
بـخـوانــ دعــاے فــرجـ را ڪہ یـوسـفــ زهــرا
ز پـشـتـ پـرده ے غـیـبـتــ بــه مــا نــظـر دارد
* * *
اللًّهُــمَ صَّــلِ عَــلَى مُحَمَّــدٍ وَ آلِ مُحَمَّــَد و عَجِّــلّ فَّرَجَهُــم
اللًّهُــمَ عَــجِــل لِــوَلــیــکَ الــفَــرج
تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ | 0:17 | نویسنده : طراوت |
تاريخ : پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ | 20:10 | نویسنده : طراوت |

یک روز می افتد ؛
آن اتفاق خوب را می گویم ...
من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛
هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ...
السلام علیک یا صاحب الزمان
تاريخ : پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ | 19:58 | نویسنده : طراوت |
به داده ونداده و گرفته ات شکر
که داداه ات نعمت است و نداده ات حکمت
و گرفته ات امتحان ....
تاريخ : پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ | 15:21 | نویسنده : طراوت |
نه دی، عرق شرم امت را در طول تاریخ به خاطر بیبصیرتی در ماجرای ثقیفه پاک کرد.
نهم دی ماه یک هزار و سی صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فکری و شخصیتی نظام اسلامی بود.
نه دی، درد کوتهبینی حکمیت را تا حدودی التیام داد و بر آن مرهمی شد.
نه دی، زمستان بود ولی درخت انقلاب در آن سرمای زمستان گل داده بود.
نه دی، در ایران بود ولی پایههای کاخ سفید در مکان و کاخ سبز معاویه در زمان را لرزاند.
نه دی، قیام مختار نبود، ولی اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن کرنش میکرد.
نه دی، مانور اعلام آمادگی یاران آخر الزمان مهدی (عج) بود.
نه دی، فرق کوفه و تهران، عراق و ایران را نشان داد و آب بسته را به جوب بازگرداند.
نه دی، ایران، بدون خواست سفیر حسین (ع)، بیعت مجدد کرد و بر سر بیعتش ماند.
نه دی، ندای هل من ناصر بلند نشد ولی فریاد لبیک یا حسین تا آسمان به گوش همه رسید.
نه دی، شش ماهه، سه ساله، جوان، پیر، زن، مرد، ویلچری، شیمیایی و... داشت.
نه دی، شروع حرکت و یک فرهنگ بود یعنی «عزتخواهی»
نه دی، یک روز بود ولی خیرٌ مِن الفِ شَهر بود.
نه دی، مبیّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنهای کوثر است، دشمن او ابتر است.
نه دی، عاشورا بود و ایران کربلا.
نه دی، ثمرهی خون شهید آیتها، مطهریها، بهشتیها، باکریها، همتها و... بود.
نه دی، تاریخ نبود، بلکه خود تاریخساز بود.
نه دی، روز بخشش فریب خوردگان و روز غضب بر فتنهگران توسط امت بود.
نه دی، آموخت که نیازی نیست همیشه ولیّ در بین باشد، بلکه کافی است ولیّ در دل باشد.
نه دی، غدیر خم بود در کویر قم و سراسر ایران.
نه دی، نور بصیرت الهی بود در دلهای امت.
هرچه خواستم بگویم که نه دی چیست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط میتوانم که بگویم نه دی، نه دی بود و بس.
تاريخ : یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ | 19:0 | نویسنده : طراوت |
در "دلم" دلتنگی ام را...
در "سکوتم" حرف های نگفته ام را...
در "لبخندم" غصه هایم را...
دل من...
چه خردساااااال است !!!
ساده می نگرد !
ساده می خندد !
ساده می پوشد !
دل من...
از تبار دیوارهای کاهگلی است!!!
ساده می افتد !
ساده می شکند !
ساده می میرد !
ساااااااااااااا ااااااااده
تاريخ : سه شنبه سوم دی ۱۳۹۲ | 20:30 | نویسنده : طراوت |
شب یلدات قدم آرام بردار.
کمی هم احترام ما نگهدار.
تو می بینی ربابم غصه داراست
بنی هاشم هنوزم داغدار است
صدای العطش در گوش مانده
بدنها بیکفن هرگوشه مانده
شب یلدا توهم چله نشین باش
سیه پوش غم سالار دین باش
یلدا مبارک
تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ | 18:28 | نویسنده : طراوت |
فرا رسیدن اربعین شهادت سید وسالار شهیدان، سرور آزاگان جهان، چهلمین روز وداع خونین حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش، تسلیت باد.

اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین، روز زیارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است.
عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا و انتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است.
عاشورا تا اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است و در این چهل روز، حسین(ع) تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بیداری و ظلم ستیزی باشد.
عاشورا، زمانه خون و ایثار است و اربعین، بهانه تبلیغ و پیمان. در عاشورا، حسین(ع) با تاریخْ سخن گفت و در اربعین، تاریخ پای درس حسین(ع) نشست.
عاشورا روز کشت "خون خدا" در کویر جامعه ظلم زده است و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن.
آری، اربعینْ فرصتی برای اعلام همبستگی با عاشوراست. هر اربعین حسینی، قاصد حماسه ای ماندگار، پیامدار استعلای ایمان، نشانهای از شکوه عشق، و برگ همیشه سبزی بر درخت هماره سرخ شهادت است.
اربعین یک واژه نیست؛ کتابی قطور و پرماجراست. کتابی که گذر زمان و حادثه های زمین، هرگز نمیتواند نوشته های آن را محو کند و البته کهنگی در آن راه ندارد.
اربعین، هنرنامه مصوّر آرمان گرایی و حق یاوری است. اربعین، نشانهای بر اعتلای دین و بالندگی زمزمه های دعا و تلاوت قرآن در شب عاشورای حسینی است.
اربعین، صدای عدالت و صداقت، و شاخه های درخت آزادگی است که از خاک کربلا روییده و تا ژرفای روزها و روزگاران ریشه دوانیده است.
اربعین، جویبار همیشه جاری و سرخ تاریخ، و جوشش چشمه های خون خداوند از چهار سوی عالَم است.
تاريخ : شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ | 20:37 | نویسنده : طراوت |


تاريخ : جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ | 19:24 | نویسنده : طراوت |
شهادت اسوه تقوی، شجاعت، کرامت، بزرگواری و تهجد،زینت پرستندگان وسیدساجدان وپیشوای عابدان،امام علی بن الحسین(ع) رابه دوستداران آن حضرت وهمه شیعیان تسلیت می گوییم.امیدواریم با تلاش در راه آن حضرت پیروان شایسته ای برای آن امام همام باشیم.
تاريخ : پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۹۲ | 15:48 | نویسنده : طراوت |
بسم الله الرحمن الرحیممحضر مبارك رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آیتالله خامنهای دامت بركاته
باسلام و تحیات وافره،
خدای بزرگ را سپاس میگویم كه در نخستین ماههای شروع كار دولت تدبیر و امید، فرزندان انقلابی شما توانستند در مذاكراتی دشوار و پیچیده، حقانیت ملت ایران در فعالیتهای هستهای را در صحنه بینالمللی اثبات كنند و گام نخست را به گونهای پیش برند كه حقوق هستهای و حق غنیسازی ملت ایران مورد اذعان قدرتهای جهانی -كه سالها سعی بر انكار آن داشتند- قرار گیرد و راه برای گامهای بلند بعدی در حراست از پیشرفتهای فنی و اقتصادی كشور گشوده شود.
توفیق در این مذاكرات نشان داد كه میتوان با رعایت همه اصول و خطوط قرمز نظام، با ارائه منطقی و مستدلِ مواضع ملت ایران و اتمام حجت برای افكار عمومی جهان، قدرتهای بزرگ را نیز به احترام به حقوق ملت ایران فراخواند و گامهای بعدی را نیز در مسیر حل و فصل نهایی اختلافات با استحكام برداشت.
بیشك این موفقیت، حاصل عنایات حق و رهنمودهای رهبری عالیقدر نظام و حمایت بیدریغ ملت ایران بوده است و توفیق نهایی نیز دراین مسیر در گرو تداوم ارشادات جنابعالی و حمایت و یاری مردم شریف و صبور ایران خواهد بود.
دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناختهشدن حقوق هستهای ایران و حراست از دستاوردهای هستهای فرزندان این مرز و بوم بوده است و در كنار آن با توقف روند تحریمهای ظالمانه، بخشی از فشارهای غیرقانونی در تحریمهای یكجانبه برداشته و فروپاشی سازمان تحریم آغاز شده است. درنتیجه این ابتكار ایران اسلامی و استقامت ملت بزرگ ایران، قدرتهای بزرگ به این نتیجه رسیدند كه تحریم و فشار، راه به جایی نخواهد برد و همانگونه كه ایران از آغاز اعلام كرده بود، برای كسب توافق، راهی جز احترام متقابل و مذاكره عزتمندانه وجود ندارد، موضوعی كه متأسفانه طرف مقابل با تأخیر به درك آن رسید. بیتردید حصول این توافق، به نفع همه كشورهای منطقه و صلح و پیشرفت جهانی در راستای رویكرد برد-برد خواهد بود.
اینجانب با تبریك این توفیق الهی به حضور رهبری معظم انقلاب، از هدایت و حمایت جنابعالی سپاسگزارم و با تقدیر و تشكر از پشتیبانیهای بیشائبه ملت بزرگ ایران و گرامیداشت یاد شهیدان هستهای، عهد خالصانه این دولت را در خدمت به این ملت قدرشناس تجدید میكنم و استمرار دعای خیر جنابعالی و آحاد ملت را مسئلت دارم.
حسن روحانی
۳ آذر ۹۲
بسمه تعالی
جناب آقای رئیسجمهور
دستیابی به آنچه مرقوم داشتهاید در خور تقدیر و تشكر از هیئت مذاكرات هستهئی و دیگر دستاندركاران است و میتواند پایهی اقدامات هوشمندانهی بعدی قرار گیرد. بیشك فضل الهی و دعا و پشتیبانی ملت ایران عامل این موفقیت بوده و در آینده نیز خواهد بود انشاءالله. ایستادگی در برابر زیادهخواهیها همواره باید شاخص خطّ مستقیم حركت مسئولان این بخش باشد، و چنین خواهد بود انشاء الله.
سیّد علی خامنهای
۳ آذر ۹۲
تاريخ : یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ | 17:48 | نویسنده : طراوت |

بسیجی گل سرخی است که در بوستان عشق جوانه میزند
بالنده میشود و عطرشهادت را برای سر مستی در عالم می پراکند
تا حقیقت و عدالت و کمال را عینیت بخشد
هفته بسیج گرامی باد
تاريخ : پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ | 20:27 | نویسنده : طراوت |
مست جام توهستم
مرغ دام تو هستم
سیدی یا ابوالفضل
تو غلام حسینی
من غلام تو هستم
سیدی یا ابوالفضل
خلق عالم گدایت
جان عالم فدایت
سیدی یا ابوالفضل
کی شود من ببینم
تربت با صفایت
سیدی یا ابوالفضل
تاريخ : یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ | 18:33 | نویسنده : طراوت |
چون ماه محرم می رسید ،کسی پدرم را خندان نمی دید... چون روز دهم فرا میرسید آن روز، روز سوگواری و اندوه و گریه او بود....
وسایل الشیعه ، ج10، ص 505
تاريخ : دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۲ | 20:7 | نویسنده : طراوت |
منتظران مهدی به گوش باشند:
حسین را منتظرانش کشتند....
فقط چند شب تا محرم.
سلام برحسین...
تاريخ : یکشنبه پنجم آبان ۱۳۹۲ | 0:47 | نویسنده : طراوت |

غدیر، بهاى هر چه بهاران، طراوت قطره قطره ى باران
عطر دل انگیز نعمت ولایت و موهبت هدایت مبارک باد

تاريخ : چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ | 19:12 | نویسنده : طراوت |

پیامبر صلى الله علیه و آله نگاهى به سمت راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع کنند.سپس سخنرانى تاریخى و آخرین خطابه رسمى خود را براى جهانیان آغاز کردند.با در نظر گرفتن این شکل خاص از منبر و سخنرانى که دو نفر بر فراز منبر در حال قیام دیده مىشوند به استقبال سخنان حضرت مىرویم که آنرا مىتوان در یازده بخش ترسیم نمود:
پیامبر صلى الله علیه و آله در اولین بخش سخن به حمد و ثناى الهى پرداختند و
صفات قدرت و رحمت خداوند را ذکر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت
دادند.
در بخش دوم، حضرت سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصریح کردند که باید
فرمان مهمى درباره على بن ابى طالب علیه السلام ابلاغ کنم، و اگر این پیام را
نرسانم رسالت الهى را نرساندهام و ترس از عذاب او دارم.
در سومین بخش، حضرت امامت دوازده امام علیهم السلام را تا آخرین روز دنیا
اعلام نمودند تا همه طمعها یکباره قطع شود.از نکات مهم در سخنرانى حضرت، اشاره به
عمومیت ولایت آنان بر همه انسانها در طول زمانها و در همه مکانها و نفوذ کلماتشان
در جمیع امور بود، و نیابت تام ائمه علیهم السلام را از خدا و رسول در حلال و حرام
و جمیع اختیارات اعلام فرمودند .
براى آنکه هر گونه ابهامى از بین برود و دست منافقین از هر جهت بسته باشد،
در بخش چهارم خطبه، پیامبر صلى الله علیه و آله با دستهاى مبارک بازوان امیر المؤمنین علیه السلام را گرفتند و آنحضرت را از جا بلند کردند تا حدى که پاهاى آنحضرت محاذى زانوان پیامبر صلى الله علیه و آله قرار گرفت.در این حال فرمودند: « من کنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله » ، « هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر بودهام این على هم نسبت به او صاحب اختیارتر است.خدایا دوست بدار هر کس على را دوست بدارد، و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد، و یارى کن هر کس او را یارى کند، و خوار کن هر کس او را خوار کند » .سپس کمال دین و تمام نعمت را با ولایت ائمه علیهم السلام اعلام فرمودند و بعد از آن خدا و ملائکه و مردم را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند.
در بخش پنجم حضرت صریحا فرمودند: « هر کس از ولایت ائمه علیهم السلام سرباز
زند اعمال نیکش سقوط مىکند و در جهنم خواهد بود » .بعد از آن شمهاى از فضائل امیر
المؤمنین علیه السلام را متذکر شدند.
مرحله ششم از سخنان پیامبر صلى الله علیه و آله جنبه غضب الهى را نمودار
کرد.حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن فرمودند: « منظور از این آیات عدهاى از
اصحاب من هستند که مأمور به چشمپوشى از آنان هستم، ولى بدانند که خداوند ما را بر
معاندین و مخالفین و خائنین و مقصرین حجت قرار داده است، و چشمپوشى از آنان در
دنیا مانع از عذاب آخرت نیست » .
سپس به امامان گمراهى که مردم را به جهنم مىکشانند اشاره کرده فرمودند: « من از
همه آنان بیزارم » .اشارهاى رمزى هم به « اصحاب صحیفه ملعونه » داشتند و تصریح
کردند که بعد از من مقام امامت را غصب مىکنند و سپس غاصبین را لعنت کردند.
در بخش هفتم، حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام
قرار دادند و فرمودند: « اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهل بیت علیهم
السلام هستند » .
سپس آیاتى از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت کردند و آنها را به شیعیان و پیروان آل
محمد علیهم السلام تفسیر فرمودند.آیاتى هم درباره اهل جهنم تلاوت نمودند و آنها را
به دشمنان آل محمد علیهم السلام معنى کردند.
در بخش هشتم مطالبى اساسى درباره حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدى
ارواحنا فداه فرمودند و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره کردند و آیندهاى پر از
عدل و داد به دست امام زمان عجل الله فرجه را به جهانیان مژده دادند.
در بخش نهم فرمودند:پس از اتمام خطابه شما را به بیعت با خودم و سپس بیعت با على بن ابى طالب علیه السلام دعوت مىکنم .پشتوانه این بیعت آن است که من با خداوند بیعت کردهام، و على هم با من بیعت نموده است .پس از این بیعتى که از شما مىگیرم از طرف خداوند و بیعت با حقتعالى است.
در دهمین بخش، حضرت درباره احکام الهى سخن گفتند که مقصود بیان چند پایه مهم
عقیدتى بود :از جمله اینکه چون بیان همه حلالها و حرامها توسط من امکان ندارد با
بیعتى که از شما درباره ائمه علیهم السلام مىگیرم بنوعى حلال و حرام را تا روز
قیامت بیان کردهام.دیگر اینکه بالاترین امر به معروف و نهى از منکر، تبلیغ پیام
غدیر درباره امامان علیهم السلام و امر به اطاعت از ایشان و نهى از مخالفتشان است.
در آخرین مرحله خطابه، بیعت لسانى انجام شد.حضرت با توجه به آن جمعیت انبوه
و شرائط غیر عادى زمان و مکان و عدم امکان بیعت با دست براى همه مردم، فرمودند: «
خداوند دستور داده تا قبل از بیعت با دست، از زبانهاى شما اقرار بگیرم » .
سپس مطلبى را که مىبایست همه مردم به آن اقرار مىکردند تعیین کردند که خلاصه آن
اطاعت از دوازده امام علیهم السلام و عهد و پیمان بر عدم تغییر و تبدیل و بر رساندن
پیام غدیر به نسلهاى آینده و غائبان از غدیر بود.در ضمن بیعت با دست هم حساب مىشد
زیرا حضرت فرمودند : « بگوئید با جان و زبان و دستمان بیعت مىکنیم » .
بیعت عمومى
پس از اتمام خطابه پیامبر صلى الله علیه و آله، دو خیمه بر پا شد که در یکى خود آن حضرت و در دیگرى امیر المؤمنین علیه السلام، جلوس فرمودند.مردم دسته دسته وارد خیمه حضرت مىشدند و پس از بیعت و تبریک، در خیمه امیر المؤمنین علیه السلام حضور مىیافتند و با آن حضرت بیعت مىکردند و تبریک مىگفتند.
زنان نیز، با قرار دادن ظرف آبى که پردهاى در وسط آن بود بیعت نمودند.به این صورت
که امیر المؤمنین علیه السلام دست مبارک را در یک سوى پرده داخل آب قرار مىدادند و
در سوى دیگر زنان دست خود را در آب قرار مىدادند.
تاريخ : چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ | 16:30 | نویسنده : طراوت |

عید سعید قربان پرشکوهترین ایثاروزیباترین جلوه ی تعبد دربرابر خالق یکتا مبارک باد

تاريخ : سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲ | 20:46 | نویسنده : طراوت |


تاريخ : دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ | 19:32 | نویسنده : طراوت |

یا جواد الائمه علیه السلام
عاشق پر بسته کاظمینم
کبوتر خسته کاظمینم
خدا کند رسم به کوی یارم
که تشنه می ار سبوی یارم
تاريخ : یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲ | 18:53 | نویسنده : طراوت |

شهید
شهید! فقط به نام تو میشود سکه پیروزی زد که بعد از تو، هر که مانده، در توهم زندگی شناور است. نام تو ای لاله سرخ، معنای زندگیست و غربت بعد از تو، دامن اهالی کوی شجاعت را گرفته؛ ماییم و دلی که جز به بهای خون، نه فروخته میشود و نه خریداریش هست.
کاش بودید!
هر روز، برایم شعر میخوانی
شعری سروده ام به نام خاک و تو بر روی بیتهایش، با نعش خونآلود افتادهای. کتابی نوشتهام که پلاکت را در همه صفحاتش آویزان کرده ای. هر روز برایم سخنرانی میکنی؛ میگویی جان شما و فرمان رهبر! هر روز برایم شعر میخوانی. هر روز برایم نقاشی میکنی. هوا بوی سرخی میدهد و واژه ها و زندگی، رنگ نام شما گرفته.
دریا دریا اشک، در فراق تو
یاس شکسته
قامتت، خار با گل سرخ است؛ بس که ترکش نشسته در پایت
دفتر شعر بودی و رفتی، از سفر چارپاره برگشتی
ای که از وزن خود رها شدهای، کرده رَخت سپید نیمایت
بوی یاسِ شکسته می آید، نرخ غنچه زیادتر شده است
روی پیشانی تو «یا زهرا»، تیر خورده، شکسته زهرایت!
تکه ای از تو، فکّه پیدا شد، تکهای از تو در خود مجنون
اصل موضوع بر سر این است؛ «عاشقم، عاشقِ همینهایت»
قصه ما خلاصه اش این شد، پی نبرده کسی به معنایت
از تو، حالا درخت روییده؛ دیگران رفته اند بالایت
تاريخ : سه شنبه دوم مهر ۱۳۹۲ | 17:10 | نویسنده : طراوت |

بچه های جنگ، بچه های کربلا بودند؛ بچه های خون و خطر، بچه های غم و زیاد، بچه های غیرت. شب آنان، قدر بود و روزشان، تقدیر عاشورایی انسان. جغرافیای قرآن را بلد بودند و کوچه پس کوچه های نهج البلاغه را می شناختند.
قرارشان، بی قراری بود. در تقوا قدم می زدند: بال در بال فرشته های شوق، در آغوش ناز و نیاز و نماز، می مردند تا جهان را زنده کنند. رفتار بچه های جنگ بر مِدار جاذبه عمومی عشق بود.
شهیدان- نشسته بر شانه های لیلـة القدر- پایان مرگ خویش را جشن می گیرند. دین، وامدار شهادت است. حیثیت خون، شنیدن دارد. قصه مرگ در دفتر خون، شنیدن دارد. سلاحی در کف شهید، معبدی برای رسیدن، شهدی برای چشیدن و سطر کوچکی برای فهمیدن.اگر شهیدان شهادت ندهند، به خوش خیال های مردّد، بی خبران خواب آلود و خویشاوندان خمیازه، چه گونه باید ثابت کردکه: غیرت، حقیقت دارد.
تاريخ : جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ | 18:47 | نویسنده : طراوت |
